بسم الله الرحمن الرحيم
نقد کتاب شاهراه اتحاد (بررسي نصوص امامت)
نوشته حيدر علي قلم داران
(9)
در صفحه سه کتاب شاهراه اتحاد (بررسی نصوص امامت) آقای حیدر علی قلمدارن برای تقویت ادعای خویش در موضوع وحدت امت، به احادیث ذیل استناد جسته است:
«من فارق الجماعة قدر شبر فقد خلع ربقة الاسلام عن عنقه إلا أن يراجع»
کسی که به قدر یک وجب از جماعت جدائی گیرد رشتة اسلام را از گردن خود خلع نموده (از اسلام خارج شده) مگر اینکه باز گردد.
و يا فرمودهاست:
«من خرج من الطاعة وفارق الجماعة فمات، مات ميتة جاهلية»
کسی که از فرمانبرداری حکومت اسلامی خارج شود و از جماعت جدائی گیرد و (در این حال) بمیرد به مرگ جاهلیت مرده است.
ما از آقای قلمداران میپرسیم که روایات فوق به چه جماعتی اشاره دارد؟
آیا منظور جماعت کل مسلمین است؟
اگر این طور است در زمان حکومت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام چه کسی یا چه کسانی از جماعت مفارقت کردند؟
امیرالمؤمنین و اصحابش؟ ام المؤمنین عایشه؟ و صحابی چون طلحه زبیر و دیگران...؟
هم اکنون پیروان ام المومنین عایشه و دوستداران طلحه و زبیر از جماعت دوری گزیده اند یا دوستداران و پیروان امیرالمؤمنین علیهالسلام؟
به نظر آقای قلمداران آیا حسین بن علی علیهالسلام آنگاه که از جماعت پیرو یزید جدائی گزید و بلکه در مقابل ایشان به مقابله پرداخت از این حدیث مورد استناد آقای قلمداران غافل بودند؟
یا اینکه بر اساس فهم آقای قلمداران از این حدیث، سیدالشهدا علیهالسلام، احیاگر سنت پیامبر، از ربقه اسلام خارج شده اند؟
این چه طاعتی است که خروج از آن موجب میشود که مرگ شخص، مرگ جاهلی باشد؟
این کدام جماعت است که جدائی از آن موجب میشود که شخص به مرگ جاهلیت از دنیا برود؟
با بررسی سایر احادیث در خصوص جماعت و مرگ جاهلیت در مییابیم:
اولا: تشویق برای پیوستن به آن جماعتی است که حول محور حق، یعنی قرآن و عترت اجنماع کرده باشند.
ثانیا: مرگ جاهلیت در صورت عدم اطاعت از امام زمان، یعنی آن فردی از عترت که عدل قرآن است و امام حی ّ زمان میباشد، حاصل میشود.
آری! این احادیث در فضای فوق معنا دار است، والاّ اجتماع امت بر قتل فرزند رسول خدا مرضیّ رضای خدا نیست و اطاعت فاسق و فاجر مورد نهی قران قرار گرفته است:
فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ كَفُوراً 24 / کهف
پس براى حكم پروردگارت صبور باش، و از آنها هيچ گناه پيشه يا ناسپاسى را اطاعت مكن.
وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنا وَ اتَّبَعَ هَواهُ وَ كانَ أَمْرُهُ فُرُطاً 28 / کهف
و از آن كس كه قلبش را از ياد خودمان غافل ساختهايم و از پى هواى نفس خود مىرود و اساس كارش بر تجاوز است اطاعت مكن.
وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ 2 / مائده
در راه نيكى و تقوا با يكديگر همكارى كنيد، و در گناه و تعدى دستيار هم نشويد، و از خدا پروا كنيد كه مجازات خدا شديد است.
از گناهکارو کافر و کسی که قلبش از ذکر خدا غافل است نمیتوان اطاعت کرد.
استناد اهل سنت به روایت مذکور در لزوم تبعیت از هر کافر فاسقی که بر مردم حاکم شود و آنان را بر بیعت خویش وادار نماید، استعمار فرهنگی است که در اثر تبلیغات سوء خلفای غاصب و ظلمه بنیامیه بر مردم مشتبه گردیده است. إنشاءالله در فرصتی دیگر به تحلیل این مطلب و به سوءاستفاده از واژه زیبای {اولیالامر} در قرآن توسط خلفای جور خواهیم پرداخت.


