بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
نقد کتاب شاهراه اتحاد (بررسی نصوص امامت)
نوشته آقای حیدر علی قلم داران
قسمت (2)
3- آقای برقعی در صفحه ج از مقدمه کتاب شاهراه اتحاد مینویسد:
"... هدف مؤلف را که ایجاد وحدت و اتفاق و همدلی میان مسلمین بوده... "
یکی از ادعاهای آقایان برقعی و قلمداران حرکت در مسیر اتحاد مسلمین است امّا این مطلب با مبانی اعتقادی خودشان در تنافر است اینان مدعیاند نه شیعه هستند و نه سنی و با هر نوع گرایشات مذهبی مخالفند با این اعتقاد قطعاً قادر نیستند میان شیعیان و اهل سنت وحدت ایجاد کنند بلکه تنها میتوانند مدعی باشند که اصولی را مطرح کرده اند که مسلمین با پایبندی به آن دچار اختلاف نخواهند شد و این ادعا هم برای هر گروهی میسور است به عبارت دیگر اصولی ارائه نمينمایند که خود آن اصول، حلال اختلاف باشد بلکه اینان نیز هم چون دیگران یک مرام جدید را مطرح نموده اند و به تعداد فِرق اسلامي یکی افزودهاند.
اگر به واقع بنگریم اختلاف میان فرق، به دو منشأ بر میگردد. یک منشا کجفهمي از منابع دینی است و منشأ دیگر هوای نفس و مطامع گروهی و شخصی. حتی اگر راهکاری برای اصلاح فهم دینی ارائه گردد، هواهای نفسانی همواره ميتواند منشاء اختلاف اندازی گردد. بنابر این اختلاف و نزاع میان حق و باطل همواره و تا قیامت استمرار خواهد داشت همچنانکه در زمان حیات خود پیامبر (ص) این اختلافانگیزی وجود داشت. صحیح آن است که اتحاد و همبستگی با محوریت حق انجام گیرد و حق با اعتصام به حبل الله (که حبلین ممدودین است حبلی از ناحیه خدا و حبلی میان مردم) روشن میگردد.
وَ كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ أَنتُمْ تُتْلىَ عَلَيْكُمْ ءَايَاتُ اللَّهِ وَ فِيكُمْ رَسُولُهُ… وَ اعْتَصِمُواْ بحَِبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَ لَا تَفَرَّقُواْ… ﴿ توبه 101- 103 ﴾
و آیه دیگر …بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاس… ﴿آل عمران 112﴾ اشاره شده است.
ولیّ خدا و حجت الهی به همراه کتاب الله رافع اختلاف در نفس الأمر ميباشد و در عین حال خدا انسانها را آزاد و مختار آفریده و حجج الهی به اجبار و اکراه انسانها را وادار به گزینش اعتقاد حق نخواهند کرد.
لذا نزاع حق و باطل إلی یوم القیامة ادامه خواهد داشت.
راهکار آقایان برقعی و قلمداران رجوع به قرآن و عقل است و حال آنکه این راهکار و ابتکار بدیع ایشان فقط نبوده و نیست و در عین حال اندیشمندان اسلامي در مقام عمل و استخراج احکام و عقائد در رجوع به عقل خویش و قرآن چه اختلافات که داشتند و دارند لذا نفی امامت منصوص نه تنها امّت را در شاهراه اتحاد قرار نميدهد بلکه آنان را به بیراهه و تفرقه ميکشاند و فصل الخطاب اختلافات را نیز از میان جامعه اسلاميحذف مينماید. ما انشاء الله در مقاله جداگانه ای بهطور مفصل همراهی قرآن با حجت الهی را مطرح و اثبات خواهیم کرد و در این نوشتار به همین اندازه بسنده خواهیم کرد.
آقای حیدر علی قلمداران در اواخر عمرخویش کتاب سنت رسول از عترت رسول را نوشته است و این به معنای عدول ایشان از اکتفاء به قرآن است و در نهایت تائید این مطلب که شاهراه اتحاد با پیروی از قرآن و عترت پیموده ميشود.
4- در صفحات ج ، د ، ه ، و ، آقای برقعی با ارائه ناقص و غیر محققانه از برخی اقوال تاریخ تلاش ميکند که اعمال خلفای صدر اسلام را موجّه و مورد قبول و تائید امیرالمؤمنین علی ﴿علیه السلام﴾ جلوه دهد و روابط فیمابین آنان و امیرالمؤمنین علی ﴿علیه السلام﴾ را روابطی دوستانه بنمایاند و اعتقادات و رفتار شیعیان و مستندات فعلی شیعه را در تقابل با اعمال و اندیشه های ائمه طاهرین ﴿علیهم السلام﴾ به نمایش بگذارد و بدین ترتیب خود را شیعه واقعی و دیگران را عدهای متعصب تفرقهانگیز معرفی کند.
ما در این مقام به جوابهای مختصر بسنده نموده و خوانندگان محترم را به کتب مبسوطتر ارجاع میدهیم.
الف- حضور حضرت علی ﴿ علیه السلام ﴾ در نماز جماعت و جمعه خلفاء:
حضور آن حضرت در نماز های جمعه وجماعات خلفاء بهدنبال جعل روایاتی صورت گرفت که خلفاء به پیامبر ﴿صلی الله علیه وآله﴾ نسبت داده بودند همانند "من ترک الجماعة فقد کفر"
" من مات و لم یکن بیعة فی عنقه مات میتة الجاهلیة و…" و غیره.
ضمن آن که خلفا مترصد نقطه ضعفی بودند که آن حضرت را به اتهام شقّ عصای مسلمین از سر راه خود بردارند لذا حضرت علی ﴿علیه السلام﴾ مجبور بودند برای حفظ جان خویش و خاندان پیامبر ﴿صلی الله علیه وآله﴾ ظواهر را مراعات کنند و حضرت در ابتدا استنکاف از حضور در نمازهای خلفاء را داشتند.
ب- "حضرت علی ﴿علیه السلام﴾ نام برخی از فرزندان خویش را هم نام با خلفاء برگزیده اند" خوب است بدانیم:
نام جد اعلای پیامبر ﴿صلی الله علیه وآله﴾ عمر بوده است و همین طور نام عثمان به جهت عثمان ابن مظعون صحابی گرانقدر پیامبر اتخاذ شده است و ابوبکر نیز کنیه است نه اسم. لذا در هر سه مورد با قاطعیت نميتوان گفت که نامگذاری های آن حضرت به دلیل محبت امیرالمؤمنین علی ﴿علیه السلام﴾ به خلفاء بوده است کما اینکه میان اصحاب خاص امیرالمؤمنین و ائمه طاهرین ﴿علیهم السلام﴾ اسامي چون یزید و معاویه و… هم به چشم میخورد، لابد ميخواهید بفرمائید که این دو نفر هم مورد محبت شیعیان خاص ائمه ﴿علیهم السلام﴾ بودهاند؟!؟
ج- " ازدواج دختر امیرالمؤمنین علی ﴿علیه السلام﴾ ام کلثوم و عمر "
این مطلب یک واقعه کاملاً مبهم در تاریخ است در تواریخ مختلف و احادیث شیعه وسنی هفده قول در این موضوع نقل شده است که همگی با هم تفاوت و تخالف دارند و یا متناقض هستند.
عجیب این است که آقایان برقعی و قلمداران حدیث غدیر را که در موضوع ولایت و امامت امیرالمومنین علی ﴿علیه السلام﴾ با توجه به تواتر معنوی و لفظی آن یک واقعه مشکوک و فایل مخدوش مطرح میکنند امّا در اثبات ادعای روابط حسنه امیرالمؤمنین علی ﴿علیه السلام﴾ و خلفا یک نقل کاملاً مبهم و متناقض در تاریخ را بهعنوان خبری متقن پر و بال داده و بر آن استدلال ميکنند و این شیوه یک بام و دو هوا نميتواند روشی محققانه به حساب آید خصوصاً که انتساب چنین قولی به مرحوم شیخ مفید(ره) و کتاب الإرشاد ایشان بهتانی عظیم است بلکه بالعکس مرحوم شیخ مفید(ره) با ارائه مستندات وقوع چنین ازدواجی را منکر شده است.
د- " امیرالمؤمنین علی ﴿علیه السلام﴾ عثمان را در هنگام حصر در منزلش یاری رسانید و از او به خوبی یاد کرده است "
عرض میکنیم که با تمام این مساعدتها که به هدف بهبود وضعیت مسلمین و تنبه دادن عثمان صورت گرفت مشاهده کردیم که پس از قتل عثمان چگونه علی ﴿علیه السلام﴾ را متهم به همکاری با قاتلین عثمان نمودند و همواره نحله عثمانیمذهب درمقابل شیعیان علی ﴿علیه السلام﴾ تا سالها به مقابله و دشمنی برخاستند اگر حضرت علی ﴿علیه السلام﴾ رفتاری اینگونه با عثمان نميداشت، دشمنان اهل بیت (عليهم السّلام) چه میکردند خدا میداند.
خطب نهج البلاغه گویای این است که آن حضرت عثمان را نصیحت ميکرد تا اینکه از خلافکاریها و اشرافیگری و تسلّط دادن بنیامیه بر مسلمین دست بردارد اما مؤثر واقع نشد.


