بسم الله الرحمن الرحیم
عالم قبر و برزخ در سخنان حضرت علی علیه السلام (1)
سخنان سید ابوالفضل برقعی پیرامون عالم قبر و برزخ تناقض و مخالفت آشکار با فرمایشات حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه دارد. ایشان ضمن استناد به خطبه 82 نهج البلاغه مدعی شده است که عالم پس از مرگ عالمي خالي از حركات حياتي بوده و مقامي است كه ارتباطش با دنيا قطع گشته و در آنجا از وقايع دنيا خبري نيست. ایشان در بیان این مطلب مینویسند:
«آن حضرت فرموده: «تَحْمِلُهُ حَفَدَةُ الْوِلْدَانِ وَ حَشَدَةُ الْإِخْوَانِ إِلَى دَارِ غُرْبَتِهِ وَ مُنْقَطَعِ زَوْرَتِه» جنازهي ميت را فرزندان مهربان و برادرانش به دوش ميگيرند و او را تا خانهي غربتش و جايي كه زيارتش قطع مي شود ميبرند.»
نقد و بررسی:
امیرالمؤمنین در بخش های اولیه خطبه 82 نهج البلاغه از حمد وسپاس و نعمتهای بیکران الهی و سفارش به تقوی و ترس از عذاب و خصوصیات دنیا و امتحانات آن سخن می گویند. به منظور آشنائی بیشتر با فضای فرمایش حضرتش، ترجمه فرازهای پیش از عبارات مورد استشهاد آقای برقعی را ارائه می نمائیم.
«سپاس خداوندى را سزا است كه به قدرت و توانائى خود غالب، و به فضل و احسانش نزديك است، هر فائده و سودى را بخشنده و هر بلاى بزرگ و سختی را دفع کننده است.
بر احسانهاى پى در پى و نعمتهاى واسعهاش او را حمد مىکنم، و به او ايمان مىآورم كه اوّل و آشکار است، و از او راه هدايت مىطلبم كه نزديك و راهنما است، و از او يارى مىجويم كه غالب و توانا است و به او توكّل مىنمايم كه كافى و ياور است.
و گواهى مىدهم كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله بنده و فرستاده او است، او را براى انجام امر و فرمانش، و تبليغ حجّت و دليلش، و ترساندن از عذابش پيش از روز رستخيز، فرستاده است.
بندگان خدا، شما را سفارش ميكنم به تقوى و ترس از خدائى كه براى شما مثلها زده و اجلهاى شما را معلوم نموده، و لباسها به شما پوشانيده و در معيشت شما توسعه داده و به كردار شما احاطه دارد، و جزاى آنرا در كمين نهاده، و نعمتهاى بسيار و صله بيشمار بهشما بخشيده، و بهوسيله حجّتهاى آشكار شما را ترسانيده، و شما را به شمار آورده و مدّت عمر و زندگانى شما را در دار آزمايش و سراى عبرت تعيين نموده است. در دنيا امتحان مىشويد و بهحساب آنچه كه در دنيا گفته و انجام دادهايد رسيدگى ميكنند، پس سر چشمه دنيا تيره و گل آلود است و منظره آن شگفتآور است، و در مورد امتحان و آزمايش هلاك و تباه مىسازد.»
پس از پند و هشدار پیرامون دنیا حضرت امیر علیهالسلام به چگونگی مرگ و عالم قبر میپردازند:
حَتَّى إِذَا أَنِسَ نَافِرُهَا
آني كه ازآن فرار ميكند يا از آن نفرت دارد و از آن بيزاري ميجويد با او مأنوس ميشود
مشاهده می کنیم که صفت انس مربوط به زندگان است و عالم قبر عالم خواب نيست.
وَ اطْمَأَنَّ نَاكِرُهَا
تا كسيكه از آن دورى ميكرد به آن انس گرفت و مطمئنّ گرديد.
توضیح فرمایش حضرت امیر (ع) این است که:
هرکس منكر قيامت و مرگ است وقتي بميرد اطمينان پيدا ميكند. چگونه ممکن است کسی بیخبر و در خواب و خالی از علائم حیاتی باشد و حالت انس و اطمینان قلب برای او پیدا شود؟
قَائِدَةً لَهُ إِلَى ضَنْكِ الْمَضْجَعِ وَ وَحْشَةِ الْمَرْجِعِ و مُعَايَنَةِ الْمَحَلِّ وَ ثَوَابِ الْعَمَلِ
و او به خوابگاه تنگ (قبر)، و باز گشتگاه ترسناك، و مشاهده جايگاه هميشگى و ثواب عمل راهنمائی میشود.
توضیح:
لازم به یادآوری است که جايگاه خواب و رختخواب و استراحت گاه را مضجع ميگويند.
خواننده محترم توجه به این نکته دارد که فضای صحبت امیرالمؤمنین علیهالسلام، عالم برزخ و قبر و قبل از شروع قیامت اوست.
اگر مرده در قبر در حالت خواب و بیخيالي است، دیگر تنگي و يا گشادي خوابگاه برای او فرق نميكند. وحشت و معاینه برای مرده بیخبر و بدون علائم حیاتی چه معنا دارد؟
در باره وحشت اهل قبور به کلمه قصار حضرت علی علیهالسلام در نهج البلاغه توجه میکنیم:
وَ قَالَ (عليهالسلام) وَ قَدْ رَجَعَ مِنْ صِفِّينَ فَأَشْرَفَ عَلَى الْقُبُورِ بِظَاهِرِ الْكُوفَةِ:
يَا أَهْلَ الدِّيَارِ الْمُوحِشَةِ وَ الْمَحَالِّ الْمُقْفِرَةِ وَ الْقُبُورِ الْمُظْلِمَةِ يَا أَهْلَ التُّرْبَةِ يَا أَهْلَ الْغُرْبَةِ يَا أَهْلَ الْوَحْدَةِ يَا أَهْلَ الْوَحْشَةِ أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ سَابِقٌ وَ نَحْنُ لَكُمْ تَبَعٌ لَاحِقٌ أَمَّا الدُّورُ فَقَدْ سُكِنَتْ وَ أَمَّا الْأَزْوَاجُ فَقَدْ نُكِحَتْ وَ أَمَّا الْأَمْوَالُ فَقَدْ قُسِمَتْ هَذَا خَبَرُ مَا عِنْدَنَا فَمَا خَبَرُ مَا عِنْدَكُمْ
ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَى أَصْحَابِهِ فَقَالَ:
أَمَا لَوْ أُذِنَ لَهُمْ فِي الْكَلَامِ لَأَخْبَرُوكُمْ أَنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى قصار 130 نهج البلاغه
و چون امیرالمومنین (ع) از صفين باز مىگشت، به گورستان بیرون كوفه نگريست و فرمود:
اى اهالی خانههای هراسناك، و محلههاى تهى و گورهاى تاريك، و اى غنودگان در خاك، اى بىكسان، اى تنها خفتگان، اى وحشتزدگان، شما پيش از ما رفتيد و ما به دنبال شما به شما ملحق خواهیم شد.
امّا خانهها، در آنها آرميدند، امّا زنان، به همسریشان گزيدند. امّا مالها، پخش گرديدند. خبر ما جز اين نيست، خبرى كه نزد شماست چيست؟
سپس به ياران خود نگريست و فرمود:
اگر آنان را رخصت مىدادند كه سخن گويند شما را خبر مىدادند كه بهترين توشهها پرهيزگارى است.
براستی حضرت با چه کسانی سخن می گویند؟ آیا دیار ترس و وحشت برای کسی که در خواب خفته است و بدون علائم حیاتی است، معنا دارد؟ احساس غربت یعنی چه؟ به چه دلیل حضرت از آنها سوال میکنند؟ آیا اذن کلام برای ارواح زنده است و یا برای اجساد بیخبر و گنگ؟!؟
در قرآن هم آمده که خداوند متعال در برزخ جایگاه آل فرعون را در دوزخ به ایشان عرضه کرد. در خطبه 82 هم حضرت علی علیهالسلام می فرمایند:
قبر جايگاهي است كه آنها مشاهده ثواب عمل میکنند.
حال باید پرسید: اين چه خوابي است كه بعضی از انسانها انس و اطمینان پیدا می کنند و بعضی محل و جایگاه خویش را معاينه ميكنند، ترس بر ایشان غالب میشود و بعضی دیگر ثواب عمل میبینند؟ آیا اینجا دنیای مردگان است یا زندگان؟
البته به فرمایش امیرالمومنین (ع) عالم برزخ دنیای زندگان میباشد.
یادآوری کنیم که محور بحث در این مقال مقتولين فيسبيلالله نيست و در مورد نوع انسانهاي گنهكار است. بنابراین تمام آثار حیاتی از قبیل ترس و وحشت و غربت و غیره برای انسانهای کافر و گنهکار است و حیات و زندگی مؤمنین و کشتهشدگان در راه خدا در برزخ مطلب دیگر و بالاتری میباشد.
وَ كَذَلِكَ الْخَلَفُ يَعْقِبُ السَّلَفَ
و همينطور بعضيها به دنبال قبليها ميروند.
لَا تُقْلِعُ الْمَنِيَّةُ اخْتِرَاماً
مرگ از هلاككردن باز نمىايستد،
وَ لَا يَرْعَوِي الْبَاقُونَ اجْتِرَاماً
و بازماندگان، از ارتكاب گناه دست باز نداشته پشيمان نمىشوند و عبرت نميگيرند
يَحْتَذُونَ مِثَالًا
و از رفتار گذشتگان پيروى مىنمايند،
وَ يَمْضُونَ أَرْسَالًا
و پىدرپى مىگذرند
إِلَى غَايَةِ الِانْتِهَاءِ وَ صَيُّورِ الْفَنَاءِ
تا به سرمنزل فناء و نيستى منتهى ميشود
توضیح:
تا پايان فناء و نيستي يعني آنجا كه قيامت بپا ميشود. به عبارت دیگر تا جائي كه خدا صور اول را ميزند و همه فاني ميشوند ودر صور دوم همه زنده ميشوند توجه به این نکته حائز اهمیت است که اين نیستی ربطي به برزخ ندارد، چون فرموده است: إِلَى غَايَةِ الِانْتِهَاءِ.
مجددا یادآوری میکنیم که وقایع قبل از (غَايَةِ الِانْتِهَاء) در فرمایشات حضرت مولیالموحدین علیهالسلام مربوط به عالم قبر و برزخ می باشد.
حَتَّى إِذَا تَصَرَّمَتِ الْأُمُورُ
پس هرگاه رشته كارها از هم گسيخت
وَ تَقَضَّتِ الدُّهُورُ
و روزگار سپرى گرديد
وَ أَزِفَ النُّشُورُ
و انگيختن مردم نزديك شد
توضیح:
جمله فوق بهمعنای برپائی قیامت است. بنابراین آنچه قبل از (وَ أَزِفَ النُّشُورُ) رخ میدهد مربوط به قیامت نمی باشد، آنچنانکه حضرت در فراز بعدی با صراحت تمام از (خروج از قبر ها) سخن میگویند:
أَخْرَجَهُمْ مِنْ ضَرَائِحِ الْقُبُورِ وَ أَوْكَارِ الطُّيُورِ وَ أَوْجِرَةِ السِّبَاعِ وَ مَطَارِحِ الْمَهَالِكِ
خداوند آنان را از ميان قبرها و آشيانه پرندگان و لانه درندگان و ميدانهاى جنگ بيرون مىآورد،
سِرَاعاً إِلَى أَمْرِهِ
در حالتى كه آماده انجام امر و فرمان حقّ تعالى بوده
مُهْطِعِينَ إِلَى مَعَادِهِ
و بهسوى معاد و جاى بازگشت كه خداوند براى آنها قرار داده بهسرعت و تندى مىروند،
رَعِيلًا صُمُوتاً
گروهى ساكت و خاموش
قِيَاماً صُفُوفاً
و ايستاده در صفّ مىباشند
يَنْفُذُهُمُ الْبَصَرُ
بينائى به همه آنان نفوذ دارد
وَ يُسْمِعُهُمُ الدَّاعِي
و منادى صداى خود را به همه مىشنواند،
عَلَيْهِمْ لَبُوسُ الِاسْتِكَانَةِ وَ ضَرَعُ الِاسْتِسْلَامِ وَ الذِّلَّةِ
لباس خضوع و فروتنى و فرمانبردارى و ذلّت و خوارى بر آنها پوشيده شود،
قَدْ ضَلَّتِ الْحِيَلُ وَ انْقَطَعَ الْأَمَلُ وَ هَوَتِ الْأَفْئِدَةُ كَاظِمَةً
در آنروز مكر و حيله بهكار نيايد، و آرزو بريده گردد، و دلها افسرده و غمگين باشد،
و این چنین انسانها به قیامت وارد شده و معاد خویش را مشاهده میکنند
در پایان این قسمت از مقاله سوالی را مطرح می کنیم:
چگونه میشود این همه صراحت را در کلام امیرالمومنین(ع) در مورد برزخ و عالم قبر نادیده گرفت؟ و چرا باید یک شخص در ترجمه نهج البلاغه بر خلاف ادبیات عرب قلمفرسائی کند؟ آیا بهتر نبود آقای برقعی در ترجمه خطبه 82 نهج البلاغه به فرمایشات مولا امیرالمؤمنین دقت بیشتری میکرد؟ ما به حول الهی در موضوع برزخ و قبر در مقالات آینده در بارهي این خطبه و سایر سخنانی که مورد استشهاد آقای برقعی قرار گرفته است، سخن خواهیم گفت و با عنایت از سوی حضرت امیر(ع) روشن خواهیم کرد که عالم برزخ و قبر، دنیای حیات و زندگی و احاطه و ارتباط با دیگران است، نه عالم خواب و بی خبری و قطع ارتباط با دیگران و خالی از علائم حیاتی.


