مکان فعلی شما: پاسخ به سران سلفیه قرآنيان (مدعيان قرآني) نويسندگان و متفكرين نقد آراء به‌اصطلاح قرآنی سید ابوالفضل برقعی (بخش دوم)
 
 

نقد آراء به‌اصطلاح قرآنی سید ابوالفضل برقعی (بخش دوم)

نامه الکترونیک چاپ PDF

بسم الله الرحمن الرحیم

نقد آراء به‌اصطلاح قرآنی سید ابوالفضل برقعی

( 2  )

در نوشته گذشته به برخی از سوء برداشتهای سید ابوافضل برقعی از آیات قرآن با استناد به  آثار و نوشته‌ها‌یش پرداختیم اکنون شما خوانندگان گرامی را به خواندن ادامه این مقاله جلب می‌کنیم .

1 - آیه "يسئلونك عن الروح قل الروح من امر ربي " نمي‌رساند كه ما به شما هیچ آگاهی از حقیقت روح و در هیچ شرایطی ندادیم و "امر ربی " متضمن این معنا نیست‌. ضمن اینکه برای آگاهی پیدا کردن در باره روح‌، نمی توان از حواس ظاهری بهره جست و روح‌، به معنائی که مراد آیه شریفه می باشد‌، حقیقتی است که  پروردگار عالم بايد آن را بر ما روشن كند‌.

2 - اين روح كدام روح است‌؟ روح القدس‌، جبرئيل امین یا روح حیوانی‌؟ ما از الف و  لام "الروح" متوجه می شویم که روح خاصي مد نظر می باشد‌، و این  روح از امر خداست و علم به آن، به عده كمي داده شده است‌.

روح در قرآن معانی مختلف دارد كه يكي از آن معانی‌، روحی است که به بدن متعلق کرده اند و مورد بحث ماست و معنای دیگر روح در قرآن یکی از فرشتگان والامقام خداوند است‌. و هیچ تناقضی بین این حقیقت که علم و آگاهی از این فرشته مقدس و معظم را به گروه قلیلی داده باشند با مدلول آیه مورد بحث وجود ندارد.

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ  " يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي " قَالَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ وَ مِيكَائِيلَ كَانَ مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ هُوَ مَعَ الْأَئِمَّةِ وَ هُوَ مِنَ الْمَلَكُوتِ                      (کافی ج 1 صفحه 273)

ابی بصیر می گوید از امام صادق علیه السلام در مورد فرمایش خداوند عزوجل " يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي " سؤال کردم . حضرت فرمودند : روح ، خلقی والاتر از جبرئیل و میکائیل است که با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و همراه با ائمه علیهم السلام می‌باشد و او از عالم ملکوت است .

3 -  خداوند در خصوص روح مطالب يا علومي را به پيامبر واهل بیت علیهم السلام داده است و ایشان مطالبي را فرموده اند و آن بزرگواران اطلاعاتي را راجع به روح به دیگران منتقل کرده اند . ازقبیل روايتي كه فرمودند :

الروح جسم رقيق قد البس قالبا كثيفا  (بحار ج 1 ص 216 )

و یا  : الارواح جنود مجنده فما تعارف منها ائتلف و ما تناکر منها اختلف   ( همان مدرک )

حضرت در حكمت 318 نهج البلاغه مي‌فرمايند :

" ان للقلوب اقبالا و ادبارا "

مقصود از قلوب كه قلب گوشتي نيست ، بلکه  ارواح ما منظور شده اند .

خداوند مي‌فرمايد :

" فانه نزله علي قلبك باذن الله (بقره/194) "

آيا جبرئيل قرآن را به قلب گوشتي رسول خدا نازل كرد؟

در قرآن قلب خوب هست و قلب بد :

قلوبهم منكره و هم مستكبرون (نحل/22)

دلهائي كه حقيقت را انكار مي‌كنند و صاحبانش اهل كبر می باشند .

في قلوبهم زيغ (آل عمران/ 7)

دلهائي كه ميل به باطل دارد . زيغ نمي‌تواند جسمی باشد .

قلوبهم قاسيه (13 مائده)

دلهايشان سخت است .

إلا من أتی الله بقلب سليم ( 89  شعراء )

دل سلیم  به روح مربوط می شود .

كتب في قلوبهم الايمان ( 22 مجادله )

در دلهايشان ايمان نوشته شده است . ايمان مربوط به روح است

ولكن قست قلوبهم ( 43 انعام ) دلهايشان سخت شده است .

ايمان و سختي قلب مربوط به روح است نه آنكه گوشت قلب سفت يا نرم شده باشد.

و با اینکه ما در باره گفتگوی ارواح و احوال مومنین و کفار در عالم برزخ روایات بسیاری داریم . آیا آیات و روایات فوق نشان از إخبار از روح نمی باشند ؟

پس اينگونه نيست كه بگوييم حقیقت روح کاملا بر ما پوشیده است .