حقیقت ماجرای غدیر: پاسخ به شبهه یمن
بسم الله الرّحمن الرّحیم
حقیقت ماجرای غدیر: پاسخ به شبهه یمن
یکی از مطالبی که امروزه توسط مراکز تبلیغی داخلی و بین المللی وهابیت در سطح وسیعی تبلیغ می شود، تحریف ماجرای پر شکوه غدیر و داستان امامت و ولایت امیر مومنان علی علیه السلام می باشد.اینان می گویند:
" اصلاً غدیر به جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام و مقام امامت ربطی ندارد. جریان از این قرار است که:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قبل از آخرین حج خویش، لشکری به فرماندهی خالدبنولید به یمن فرستادند، طی این لشکرکشی غنایم زیادی نصیب سپاه اسلام شد. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم امیرالمؤمنین علیه السلام را به یمن فرستادند تا غنائم را تقسیم کنند. خالد به نحوهی تقسیم غنائم معترض شد. از طرفی، سپاهیان اسلام خواستند از وسایل به غنیمت گرفته شده استفاده کنند؛ امیرالمؤمنین علیه السلام مانع شدند. بعد از مراسم حج، خالد و سپاهیان، از امیرالمؤمنین علیه السلام به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شکایت کردند. برای رفع این شکایات، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در راه بازگشت به مدینه، در مکانی به نام غدیر، دستور توقّف داده وفرمودند: «من کنت مولاه فعلیّ مولاه»."
پاسخ:
فرض کنید واقعهاي روي داده است كه بر وفق مراد عدّهای نیست. حال اگر این افراد بخواهند حقیقت این واقعه را از اذهان مردم پاک کنند، دو راه پیشرو دارند؛
راه اول: ماجرا را دروغ شمرده و ادّعا کنند چنین واقعهای رخ نداده است.
راه دوم: به ناچار وقوع ماجرا را بپذیرند؛ ولی وانمود کنند که اصل واقعه آن طور نیست که مردم باور کردهاند و آن را با داستان دیگری -که به هدفشان نزدیک باشد- خلط کنند.
بدیهی است که اگر واقعه خیلی روشن باشد که نتوانند اصل واقعه را انکار کنند، قطعاً راه دوم را انتخاب خواهند کرد. در ایجا لازم است که بگوئیم:
غدیر جایگاه اعلام ولایت و وصایت امیرالمؤمنین و ائمه هدي علیهم السّلام است. تاریخ شیعه و سنّی به صراحت شهادت میدهد که ماجرای غدیر روی داده است.(1) پس کسی نمیتواند منکر وقوع این رویداد مهم شود. امّا کسانی که نمیخواهند مردم در پرتو نور ولایت اهل بیت علیهم السّلام هدایت شوند؛ در مفهوم سخنراني پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم شبهه میکنند. از جمله، میگویند سخنرانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در غدیر خم، تنها برای رفع شکایت از امیرالمؤمنین علیه السلام در سفر یمن صورت گرفته است؛ نه برای اعلام ولايت و امامت ایشان.
جالب آنکه طبق مدارک معتبر اهل تسنن، امیرالمؤمنین علیه السلام سه سفر به یمن داشتند و مخالفان برای اینکه بتوانند غدیر را به نحو دیگری نشان دهند و بحث جانشینی نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و امامت را از آن واقعه پاک کنند، اتّفاقات این سفرها را با هم و با غدیر مخلوط میکنند. در حالیکه به گواهی تاریخ، این سه سفر و غدیر، حادثههایی مستقل از یکدیگرند.
غدیر و یمن، دو واقعه مستقل
طبق مدارک اهل تسنن امیرالمؤمنین علیه السلام سه سفر به یمن داشتهاند.
1. سفر اوّل: در سال 8 هجری و به منظور دعوت به اسلام انجام گرفت. جریان شکایت خالد در روایات سفر اول ملاحظه میشود. وقتی شکایت به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رسید، حضرت خشمگین شدند و فرمودند: دربارهی على بدگويى مكنيد، او از من است و من از او هستم. و او ولیّ شما پس از من است.(و دو باره اين جمله را تکرار فرمودند.)(2)
شکایت سفر اوّل از نظر زمانی هیچ تناسبی با واقعه غدیر خم ندارد، لازم به ذکر است که این شکایت در مدینه صورت گرفته است، از طرف دیگر، سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در رفع شکایت از امیرالمؤمنین علیه السلام، خودْ اثبات کنندهی جایگاه امیرالمؤمنین علیه السلام و ولایت ایشان است.
2. سفر دوم: در این سفر حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام برای قضاوت به یمن رفتند. در این سفر شکایتی مطرح نبوده است.(3)
3. سفر سوم: چند روز قبل از آخرین حج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم انجام گرفته است. احتمالاً به دلیل فاصلهی زمانی کوتاه تا مراسم حج، این سفر با جریان غدیر خلط شده است. خلاصهی ماجرای این سفر را از زبان ابن اسحاق– از تاریخ نویسان مهم و معتبر اهل تسنّن- نقل میکنیم:
زمانی که حضرت علی رضی الله عنه برای دیدار رسول خدا صلّی الله علیه و سلم از یمن به سوی مکه حرکت کرد، به سوی رسول الله صلّی الله علیه و سلم شتافت و یکی از اصحاب را بر سپاهی که همراه ایشان بود جانشین قرار داد، آن شخص عجله کرد و از منسوجاتی که در اختیار حضرت علی رضی الله عنهبود، بر سپاهیان پوشاند. زمانی که سپاه به مکّه نزدیک شد، حضرت از شهر بیرون آمد تا آنان را ملاقات نمایدکه ناگاه لباسها را به تن آنها دید، حضرت علی دستور داد لباسها را به جای اوّل باز گرداند. سپاهیان به دلیل این کار، به پیامبر اظهار شکایت نمودند. رسول خدا صلّی الله علیه و سلم فرمود: «ای مردم! از علی شکایت نکنید که او در امور الهی جدیتر از آن است که مورد شکایت قرار گیرد. سپس رسول خدا از این موضوع درگذشت و به حج خویش مشغول شد، پس مناسک را به مردم آموخت و سنتهای حج را به آنان تعلیم داد.»(4)
عبارت آخر نشان میدهد که برطرف کردن شکایت توسط امیرالمؤمنین در سفر سوم یمن هم قبل از انجام مناسک حج(یعنی حداقل 10 روز قبل از غدیر) انجام شده است. در حالیکه ماجرای غدیر بعد از انجام مناسک حج و در راه بازگشت به مدینه روی داده است. پس سخن نبی اکرم در رفع شکایت مربوط به سفر سوم یمن هم مستقل از خطابهی غدیر است.
نتیجه
از میان سه سفر امیرالمؤمنین تنها در سفر اول و سوم، شکایت مطرح شده است. سفر اول از نظر زمانی و مکانی هیچ ربطی به واقعهی غدیر ندارد و جالب آنکه اتّفاقاً سخنرانی نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در رفع شکایات، اثبات کنندهی مقام امامت و ولایت ایشان است؛ زیرا فرمودند: از او شکایت نکنید؛ چون او پس از من ولی(سرپرست) شماست. سخنرانی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در سفر سوم نیز قبل از انجام مناسک حج بوده؛ در حالیکه، خطابهی غدیر، پس از اتمام مناسک و در راه برگشت حجاج به شهرهایشان صورت گرفته است. در این سفر نیز، بحث صاحب اختیاری امیرالمؤمنین در اموال، نسبت به مسلمانان مطرح شده است؛ نه صرفاً دوستی.
ملاحظه کنید که افراد مغرض و کم اطّلاع، چگونه برای مخدوش کردن ماجرای غدیر و امامت امیرالمؤمنین علیه السلام، آن را با وقایع مربوط به سفر اوّل و سوم یمن مخلوط کردهاند. در حالیکه همیشه حق آشکار میشود.
جای هیچ تردید نیست که اساس خطبهي پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در روز غدیر، اعلام جانشینی امیرالمؤمنین علیه السلام و یازده فرزند از نسل ایشان بوده است. در این خطبه، نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر صاحب اختیاری امیرالمؤمنین علیه السلام و همراهی قرآن و اهل بیتعليهم السّلام تأکیدهای فراوانی فرمودهاند تا مسلمانان بدانند هرگاه به این دو ثقل متمسک شوند، هرگز گمراه نخواهند شد؛ گرچه باطل همهجا را فرا بگیرد.
امامت امیرالمؤمنین علیه السلام، حقیقت غدیر
اصل امامت به عنوان اصلی مهم از اصول دینی، نه تنها در قرآن کریم(5)، در سنّت نبوي نیز شواهد صریح فراوانی دارد. حدیث غدیر نمونهای از احادیث فراوانی است که به روشنی، امامت ائمهی اطهار علیهم السّلام را ثابت میکند.
پیامبر خداصلی الله علیه و آله و سلم در بازگشت از آخرین سفر حج (سال دهم هجرت) در منطقهای به نام غدیر، به همهی مسلمانان دستور توقّف دادند. جمعیتی در حدود صد و بیست هزار نفر در غدیر حاضر شدند. نبی خداصلی الله علیه و آله و سلم، آخرین خطابهی خویش را ایراد فرمودند و پس از حمد و ثنای الهی، از مسلمانان پرسیدند: «ای مردم چه کسی سزاوارتر از شما به شما است؟ گفتند: خداوند و پیامبر او.». پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم پس از اقرار گرفتن از مردم و یادآوری چنین منصبی درباره امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: « مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلَاهُ اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ »، هرکس که من مولا سرپرست اویم، علی هم مولا و سرپرست اوست. محور سخنان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، امامت و ولایت امیرالمؤمنین و امامان دوازده گانه از نسل ایشان بود. در انتها پیامبراكرمصلی الله علیه و آله و سلم از حاضران خواستند که این پیام مهم را به غائبان، نسل در نسل تا روز قیامت برسانند.(6) سپس امر کردندکه همه با امیرالمؤمنین علیه السلام بیعت کرده و این مقام و منصب بزرگ را به ایشان تبریک بگویند.(7)
بنابراین هرگز نمیتوان پذیرفت، مراسم پرشکوهِ سه روزهی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در غدیر برای این بود که به مردم بگویند: بعد از من با علی دوست باشید! و سپس فرمان تبریک و بیعت برای این دوستی صادر کنند! جالب است افرادی چون ابابکر و عمر نیز منظور رسول خداصلی الله علیه و آله و سلم را متوجه شدند و با امیرالمؤمنین علیه السلام به عنوان ولی و سرپرست بیعت کردند!(8)
مولی یعنی سرپرست و صاحباختیار
شواهد و قراین بسیاری در خطبهی نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، در غدیر وجود دارد که نشان دهندهی معنای سرپرستی است و نه هر معنای دیگری. در اینجا فقط به سه مورد اشاره میشود:
1. اقرار گرفتن پیامبر از مردم بر صاحب اختیار بودن خویش نسبت به مؤمنان، هرگز با تذکّر به این که از علی(ع) شکایت نکنید و او را دوست بدارید، تناسب ندارد.
2. اینکه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم مردم را از نزدیک شدن مرگ خویش خبر میدهند، نشان از آن دارد که در صدد بیان وصیتی مهم برای جمعیت چند ده هزار نفری مسلمانان در غدیرخم بودهاند. این وصیت با جانشینی بسیار سازگارتر از دوستیِ صِرف است؛ چرا که دوستی در موارد متعدّدی به مسلمانان تذکّر داده شده بود.
3. تبریک و بیعت پس از خطابه، بیان گر آن است که فهم مخاطبان از کل سخنرانی، مسألهی امامت بوده است. در حالیکه اگر محور خطابه، صرفاً رد شکایاتی از امیرالمؤمنین و امر به دوستی نسبت به آن حضرت باشد، تبریک و بیعت اصلاً معنادار نیست.
پاورقی ها:
1 - از محدثان بزرگ اهل تسنن، احمد بن حنبل به چهل سند، ابن حجر عسقلانی، به بیست و پنج سند و نسائی به دویست و پنجاه سند، حدیث غدیر را نقل کردهاند.(ر.ک.الغدیر)
2 - مسند احمد حنبل، ج5، ص 356؛ خصائص امیرالمؤمنین ع، ص 98
3 - حدیث الغدیر و شبهه شکوی جیش یمن، سید محمد حسینی قزوینی(به نقل از صحیح بخاری، ج3، ص98، ص4256و 4257)
4 - سیرة النبویة، ابن هشام، ج4، ص1022
5 - مائده، 55و 67؛ شعراء،214.
6 - مدارک شیعه: الغدیر، ج 1 ص 282؛ بحارالانوار، ج21، ص387، ج 37( ص111(مدارک اصلی خطابهی غدیر: روضه الواعظین، ج1، ص89؛ الاحتجاج، ج1، ص66؛ ر.ک. خطابهی غدیر در آینهی اسناد(محمد باقر انصاری))؛ مدارک اهل تسنن:مسند احمد،ج4، ص281؛ مستدرک، حاکم نیشابوری، ج3، ص109؛ شواهد التنزیل، ج1، ص203،ج2، ص 381، 382، 385، 391 و 392؛ تفسیر ابن کثیر، ج2، ص15 ؛ تاریخ مدینه دمشق، ج 42، ص 114و 117.
7 - بحار الانوار، ج 37 ص 217 ؛ الیقین،ص 360؛ الغدیر ج1 ص 270-271
8 - تفسير ثعلبي، ج4، ص92؛ تاريخ مدينه دمشق، ابن عساكر، ج42 ص220- 221؛ البدايه و النهايه، ج7، ص386؛ مسند احمدبنحنبل، ج4،ص281؛ امالی،شیخ صدوق، ص50؛ کتاب سلیم بن قیس هلالی، ص 356؛ الارشاد، ج1، ص177؛ صراط مستقیم، ج1، 304؛ بحار الانوار، ج 21،ص388. برای منابع بیشتر تهنیت شیخین رجوع شود به الغدیر ج1 ص 510
نظر (0)