باسمه تعالی
مخالفت عالمان اهل سنت عربستان با وهابیان
(محمد بن علوی مالکی) - بخش سوم
در ادامه دو بخش گذشته در این مقاله به ارائه بخشهایی از ترجمهی کتاب مفاهیم یجب أن تصحّح همراه با شرحی مختصر و نقل روایات و مستندات انها در أهل سنت، ارائه میگردد. به گونه ای که مشاهده خواهید فرمود نویسنده با استدلال بسیار جالبی کج فهمی های وهابیون ودر راس انها محمد بن عبدالوهاب را بیان مینماید و موارد انحراف انرا از اسلام اصیال روشن میکند
پرهیز از گزافهگویی در تکفیر
"بسیاری از مردم – که خداوند اصلاحشان کند – (وهابیون)در فهم عللی که موجب خروج فرد از دایرهی اسلام و اطلاق کافر بر او میشود، در اشتباه هستند؛ لذا با کمترین مخالفتی حکم به کفر فرد مسلم میکنند و با این شیوه جز تعداد اندکی مسلمان بر کرهی زمین باقی نخواهد ماند…. " (ص 32)(این مطلب روش جاری وهابیها در برخورد با سایر فرق مسلمان میباشد)
"... در حدیث آمده: هرگاه فردی، برادر خویش را کافر خطاب کند، یکی از آن دو به عقوبت آن بدی دچار خواهند شد. (یعنی اگر حقیقتا کافر باشد به عقوبت کفرش و اگر چنین نباشد فردی که او را چنین خطاب کرده است به عقوبت این اتهام دچار خواهد شد.) " (ص 33)
برخی از مدارک این روایت به شرح ذیل است:
(عناوین ابواب این احادیث در صحیح مسلم و صحیح بخاری نیز شایان توجه است.)
-1- صحیح بخاری، ج 5/ ص 2263/ حدیث 5752 (باب من أکفر أخاه بغیر تأویل فهو کمال قال)
... أن رسول الله صلی الله علیه و سلم قال إذا قال الرجل لأخیه یا کافر فقد باء به أحدهما
-2- صحیح بخاری، ج 5 / ص 2264 / حدیث 5753 (باب من أکفر أخاه بغیر تأویل فهو کمال قال)
... أن رسولالله صلی الله علیه و سلم قال أیما رجل قال لأخیه یا کافر فقد باء بها أحدهما
-3- صحیح مسلم، ج 1 / ص 79 ( باب بیان حال إیمان من قال لأخیه المسلم یا کفر)
... أن النبی صلی الله علیه و سلم قال إذا کفر الرجل أخاه فقد باء بها أحدهما
-4- صحیح مسلم، ج 1 / ص 79 ( باب بیان حال إیمان من قال لأخیه المسلم یا کفر)
... قال رسول الله صلی الله علیه و سلم أیما امرء قال لأخیه یا کافر فقد باء بها أحدهما إن کان کما قال و إلا رجعت علیه
ادامهی حدیث (إن کان کما قال و إلا رجعت علیه) دراین روایت قابل توجه است که بر مبنای آن، توضیح روایت از جانب رسول گرامی اسلام (ص) بیان شده است.
-5- موطأ مالک، ج2 / ص 984 / حدیث 1777 ( کتاب الکلام، باب ما یکره من الکلام)
... ان رسول الله صلی الله علیه و سلم قال من قال لأخیه یا کافر فقد باء بها أحدهما
-6- مسند أحمد، ج 2 / ص 18 / حدیث 4687
عن النبی صلی الله علیه و سلم قال إذا أحدکم قال لأخیه یا کافر فقد باء بها أحدهما
-7- مسند أحمد، ج 2 / ص 47 / حدیث 5077
عن النبی صلی الله علیه و سلم أنه قال إذا قال الرجل لأخیه أنت کافر أو یا کافر فقد باء بها أحدهما
مسائل مشترک بین مقام خالق و مخلوق منافاتی با تنزیه خداوند ندارد
"بسیاری از مردم درفهم مسائل مشترک مقام خالق و مخلوق، دچار خطا شدهاند(از پیروان وهابیت) و چنین پنداشتهاند که نسبت این مسائل به مخلوقات موجب شرک به خداوند تعالی است.
از جمله این امور به طور مثال میتوان به برخی صفات پیامبر (ص) اشاره کرد که برخی در فهم آن دچار اشتباه شدهاند و آن را با معیارهای بشری مقایسه نمودهاند، از این رو توصیف پیامبر (ص) را به چنین صفاتی، زیادهروی و غلو در تعظیم او با انتساب صفات الهی به او میدانند. چنین تفکری ناشی از جهل محض است؛ چرا که خداوند تعالی به هر که بخواهد هر آنچه اراده کند میبخشد بدون اینکه الزام و اجباری در این امر باشد؛ بلکه او تنها برای اکرام و رفعت مقام و بیان فضل و برتری فردی بر دیگران، بدینگونه به او تفضّل مینماید و این هرگز به معنی انتزاع حقوق ربوبی و صفات یا صفات الهی برای او نیست؛ چرا که این حقوق و صفات در جایگاه الهیاش اختصاص به مقام حق دارد و اگر کسی از مخلوقات به این صفت وصف شود، در حدود مناسب بشری است؛ یعنی محدود و اکتسابی است و از طریق تفضّل و ارادهی حق، کسب گردیده است نه با توان قدرت و تدبیر مخلوق." (ص 41 و 42)
در ادامه، مؤلف در زمینهی شفاعت و علم غیب، توضیح میدهد.
بزرگداشت عبادت است یا ادب؟
"بسیاری از مردم در فهم حقیقت بزرگداشت و حقیقت عبادت در اشتباه هستند و آن دو را به هم میآمیزند و هرگونه بزرگداشتی را عبادت میشمارند. از جمله ایستادن و بوسیدن دست و تعظیم پیامبر (ص) با خطاب سید و مولی نسبت به آن حضرت، یا اظهار ادب و وقار و تواضع در برابر قبر آن بزرگوار را غلو دانسته و موجب عبادت غیر خدا میشمارند که در واقع چنین افکاری ناشی از نادانی و لجاجت است که نه تنها مورد رضای خدا و رسول که روح دین و شریعت از آن گریزان است." (ص 44)
در ادامه مؤلف به دو نمونه از احترام و بزرگداشت میپردازد؛ یکی سجده فرشتگان به حضرت آدم (ع) و دیگری سجده برای حضرت یوسف (ع)، پیامبر الهی که هیچکدام از آنها جنبهی عبادت نداشته بلکه برای بزرگداشت انجام شده و شبههی شرک در آنها معنایی ندارد زیرا مورد نخست به فرمان الهی انجام شده و در مورد دوم نیز پیامبری (حضرت یعقوب(ع)) بر پیامبر دیگر (حضرت یوسف(ع)) سجده نموده و قرآن کریم نیز آن را بدون هیچگونه اشکالی نقل نموده است. از سوی دیگر این سجده، تعبیر خواب حضرت یوسف (ع) و شروع و پایان داستان آن پیامبر بزرگ الهی در قرآن کریم، وابسته به است.
بنابراین توحيد وهّابي، توحيد شيطاني است. شيطان حاضر شد به خدا سجده كند
اما حاضر نشد به امر خدا به آدم (ع) سجده كند.
نويسنده: عمّار ياسري


